
و حسین (ع) چون بر زمین افتاد... چشمه عشق افلاکی، از خاک جوشیده و زمین و زمان در هم پیچید...
زمان بر مدار عاشورا و زمین بر گرد کربلا، به طواف آمدند...
و از آن روز هر لحظه عاشورا شد و هر جا کربلا...!!

...حسین (ع)
و حسین (ع) چون بر زمین افتاد... چشمه عشق افلاکی، از خاک جوشیده و زمین و زمان در هم پیچید... زمان بر مدار عاشورا و زمین بر گرد کربلا، به طواف آمدند... و از آن روز هر لحظه عاشورا شد و هر جا کربلا...!! |+|
نظر شما ()
نوشته شده در
چهارشنبه 18 دی 1387 و ساعت 12:10 ق.ظ
توسط عاشق دل شکسته... ...سکوت
من... آن کسم که دستانم به سر انگشت شاخه ی هیچ آرزویی نرسیده است... من... در هیچ کجای قصه هیچ کس نیستم... من... گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است...!! |+|
نظر شما ()
نوشته شده در
یکشنبه 1 دی 1387 و ساعت 09:27 ق.ظ
توسط عاشق دل شکسته... ...فال حافظ
من و شب و چراغ و فال و حضرت حافظ... گفت: امشب هم نمی آیی...! چراغ خاموش، کتاب بسته، رویای شیرین تو...!! |+|
نظر شما ()
نوشته شده در
جمعه 29 آذر 1387 و ساعت 12:35 ب.ظ
توسط عاشق دل شکسته... ...گل پژمرده
گلی را که دیروز... به دیدار من هدیه آوردی ای دوست... دور از رخ نازنین تو امروز پژمرد...!! |+|
نظر شما ()
نوشته شده در
یکشنبه 3 آذر 1387 و ساعت 08:49 ق.ظ
توسط عاشق دل شکسته... ...ویرانگر فاصله ها
به تو عادت دارم... مثل پروانه به شمع ، مثل عابد به عبادت... و تو هر لحظه که از من دوری ، من به ویرانگری فاصله ها می اندیشم...!! |+|
نظر شما ()
نوشته شده در
جمعه 17 آبان 1387 و ساعت 09:06 ب.ظ
توسط عاشق دل شکسته... ...آخرین حرف
قصه از حنجره ایست که گره خورده به بغض... صحبت از خاطره ایست که نشسته لب حوض... یک طرف خاطره ها، یک طرف پنجره ها، در همه آوازها، حرف آخر زیباست... آخرین حرف تو چیست که به آن تکیه کنم...!؟ حرف بیداری ماهی، دریاست... حرف من ، حرف من دیدن پرواز تو در فرداهاست...!! |+|
نظر شما ()
نوشته شده در
یکشنبه 5 آبان 1387 و ساعت 12:16 ب.ظ
توسط عاشق دل شکسته... ...گل یاس
بهترین هدیه برایم سبدی بود در آن شاخه ای از گل یاس که تو از باغ دلت به تمنای نگاهی چیدی...؛ کاش کسی یا که کسانی همه میدانستند... که آن شاخه گل یاس ریشه در عمق وجودم دارد...!! |+|
نظر شما ()
نوشته شده در
جمعه 26 مهر 1387 و ساعت 05:51 ب.ظ
توسط عاشق دل شکسته... ...خوب ماندن
سحرگاهان که شبنم آیتی از پاک بودن را به گلها هدیه می بخشید... به آن محراب پاکش آرزو کردم برایت: خوب دیدن، خوب بودن و خوب ماندن را...!! |+|
نظر شما ()
نوشته شده در
چهارشنبه 24 مهر 1387 و ساعت 02:58 ب.ظ
توسط عاشق دل شکسته... |